گذر آسد رضا میرزا خان ادیب الممالک

قدیمیا میدونن "گذر" به بازار بی سقف میگفتن. هر گذری هم به اسمی معروف میشد. حالا یا اسم حموم و تکیه و دباغ خونه داخلش و یا به اسم پیر مردی که سینه آفتاب لم میداد رو یه چارپایه کنار دکونش و بذله می گفت و حکایت میکرد و گاهی هم چرتکی می زد و یواش یواش کشک قلمبه گوشه لپش رو مز مزه میکرد.